جدا افتخار میکنم که استوریاشو نمیفهمم
حالا موضو اینه که من بشینم درس بخونم
شماهام بشینید کاراتونو بکنید انقد تنبلی نکنید.
بعدم اینکه عیدتون مبارک
بعدم اینکه میخوام برم بیرون☹️
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
آقا من الان میشه بیست ساعت که نخابیدم
خیلی عجیبه چرا خابم نمیبره
☹️
اولین باره تو زندگیم که انقد بیدارم
نمیرم اقا
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
یادش بخیر پارسال بعد کنکور من شبا میزدیم بیرون همینجور علافی طی میکردیم تو بلوارا.. بعدم میرفتیم تاااا اون پارکه که قراررررر بود مثلا بریم والیبال بازی کنیم که هیچوختم نرفتیم.. میرفتیم از شهرما آبمیوه میگرفتیم میخوردیم باز برمیگشتیم
کلا همین جور دور میزدیم میرفتیم تااا خونه مامان یزرگم بعد از اونور دور میزدیم باز میومدیم خونمون
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
آقااا
یه قسمتی از یه آهنگه بود
هروقت به اون پارته می رسید من حس میگرفتمو کلا نزدیک بود گریم بگیره و مثلا یاد بدبختیام میفتادم
الان معنیشو خوندم
میگه طرفو انداختم تو سطل آشغال
بری دیگه برنگردی
سی یو لیتر
آخه خب خواننده هه ام خیلی حس میگرف وقتی این تیکه رو میخوند من چیکار کنم u200d♀️
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
وای بچه ها حواسم نبود رسالت موز ام رو پاک کردم
ایشالاک خوندینش دیگه؟!!
بالاخره فرداااااا
محمدمهدیو میبینم یا نه؟؟؟؟ خدا کنه بریم خونشون منم باخودشون ببرن
من خدافظی ام کرده بودما راستی
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
بجون خودم فردا نبینمش میرم تو کار طلسم و موکل و اینا
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد